|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 19:58 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
قوم سادات : سادات علامرودشت به طوايف و شاخه هاى متععدى تقسيم مى شوند و در اينجا مختصرى ذکرى از هر شاخه بر مد نماييم . 1) سادات چاه كور : كه موسوى نام باشند و از اولاد سيد على اصغر يزدى مى باشند كه حدود 150 سال پيش به چاه كور مهاجرت كرده اند 2) سادت علامرودشت . سيد هاشمى . و كهنويه : كه به دو شاخه تقسيم مى شوند قسمتى به سادات بحرينى مشهور مى باشند و معتقدند كه از بحرين امدند و تعدادى نيز از مهر به اينجا مهاجرت كرده اند اين قوم حدود 180 سال بيش به به علامرودشت امده اند اين تيره شامل خوانواده هاى هاشمى . هاشمى زاده . موسوى و بنى هاشمى مى گردد 3) سادت دهنو . نور الدينى . خيرگو و روگير: از بيرم به اين منطقه امده اند و در روستا ها اين بخش پراكنده شده اند اين تيره ها شامل موسوى و عباسى مى گردند
قوم مير :
قوم عيونها : |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 3:46 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
ابو حنا : فاصله ى اين روستا كه در شمال مركزى بخش قرار گرفته تا مركز بخش 6/478 كيلومتر قرار دارد
قبل از سال 1336 شمسى محل قشلاق عشاير طايفه ى عمله از تيرة ى بلو هاشمى بوده و از اين سال در اين محل يكجا نشين شده اند
بركه است كه توسط فردى معروف به ملا ساخته شده است و به همين دليل اين محل به بركه ملا مشهور مى باشد
بلبل وسيله اى است كه بر دهان بز غاله و گوساله ميزارن تا نتونن از شير مادرشان بخورن .
چاعينى مشهور هست كه 5 نفر از اهالى روكير قديم به اين قسمت مهاجرت نموده و به حفر چاهى برداختند از ان جايى كه اب اين جاه بسيار
معروف كه به دليل داشتن خاك مناسب جهت خشت عمل خشت سازى بسيار رونق داشته هست و به اين سبب خشتى مشهو ر كشته هست
نام اين روستا بر گرفته از درخت استبرق كه در زمات محلى به خرگ مشهور مى باشد گرفته شده است و در سالهاى اخير به خير گو تغير نام داده شده هست .
از انجاييكه فردى به تام حاجى بانى اوليه ان مى باشد به تام ان بانى روگير حاجى مشهور گرديد ه هست
نام اين روستا بر گرفته از بانى ان مى با شد
به دليل وجود فردى صاخب كرامت به تام سيد هاشمى به سيد هاشمى معروف گرديده است
رف اباد : وجه تسميه: نام اين روستا بر گرفته از نام شخصى به اسم شرف مى باشد كه به همراه برادر خود از شرفويه لارستان به اين محل مهاجرت كردند
ضالمى : وجه تسميه :نام اين روستا بر گرفته از كوه جنوبى ان كه ظالمى نام دارد مى باشد . و جناكه در فارسنامه ناصرى امده نام ضالمى به ان دليل به ان
علامرودشت :
على محسنى : وجه تسمیه : نام اين روستا بر گرفته از خانوادهاى است كه جد انها به نام على محسنى بوده و اكنون نيز ساكن اين روستا مى باشند
غيب اللهى :
مزرعه فخرايى :
قلعه سهراب: وجه تسميه : اين روستا بر گرفته از نام بزرگ اين قوم كه سهراب نام بوده و حودود 150 سال بيش از خير گو به اين محل امده و با ساخته قلعه اى
وجه تسميه : چشمه هاى ابى به نام (كت) در كوه اين روستا وجود دارد كه در زمان محلى به( كتو ) معروف مى باشد بنابراين نام اين روستا نيز برگرفته
وجه تسميه: در گذشته جهت نگهدارى از كاه تازه و نو نگه داشتن ان جاهايى به عمق 7-8 مترى حفر ميكردند انگاه كاه را در ان ريخته كه در
كوه بلند :
وجه تسميه : در اصل مهد عليا بوده و به معناى جايگاه و بزرگان كه اكنون به محمد عليا معروف شده است
بر گرفته از جد خانواده اى است كه در اين روستا زندگى ميكنند و مراد نام داشته كه از خشت و ركن اباد اشكنان به اين مهل مهاجرت
وجه تسميه : نام اين روستا برگرفته از امام زاده اى هست كه در اين مهل به نام نور الدين مدفون هستن
وجه تسميه : چون رودخانه علامرودشت از كنار اين محل ميگزرد و بر اثر فرسايش و قرلر داستن در دامنه كوه كف اين رودخانه در اين محل پوشيده از سنگهاى
وجه تسميه : از قديم ايت مهل براى كشاورزى بسيار مناسب بوده و رونق چشمگيرى داشته است به هميت سبب با گاو شخم مى زدند به وسيله اى كه با ان زمين را زير رو
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:44 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:33 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
كمى ريزش باران و كوتاهى فصل ريزش سبب ان شده كه منطقه علامرودشت از لحاظ منابع گياهى طبيعى فقير جلوه نمايد
ولى طبيعت گياهان اين منطقه را طورى با شرايط اقليم خشك و بى اب سازگار ساخته است كه بعد از هر جند سال كه باران كافى ميبارد در مدت كوتاهى انواع گلهاى رنگارنگ و بوته ها كه چهره اى بى نظير به منطقه مي بخشد سر از خاك بيرون اورده و قد مي كشند و به علامرودشت و مر دمان ان جلوه تازه و با نشاط عرضه مى دارند پوشش گياهى علامرودشت تحت تاثير اقليم گرم و خشك و ميزان بارندگى و تو زيع زمانى ان تنگ كم توجه مي باشد به طورى كه در بعضى نقاط كه بيشتر اطراف رود خانه ى شور علامرودشت ديده مى شود فاقد كمترين پوشش گياهى مى باشد اما در ارتفاعات درختانى همچون:بادام كوهى . انجير كوهى . بنه . كنار . انغوزه . ريواس . اويشن . زبان گنجشك . كيالك . بوته و ........ هايى كه اكثرا خاصيته دارويى دارن همچون : خاكشير . سياه دانه . نعناى كوهی و ....... ديده ميشود كه پوشش فابل تو جهى نسبت به دشت و نواحى هموار علامرودشت به ارتفاعات داده هست مهمترين درختان موجود در دامنه كوه و دشت علامرودشت كه با توجه به شرايط ساخت اقليمى اين منطقه سازگار گرديده و در تمامى فصول زنده و سرسبز مى مانند عبارتند از درخت كنار(سدر) درخت كهور (كور) استبرق (خرك) كز . خر زهره . ديشك . انار ابو جهل . خار شتر و ..... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:19 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
الف : رود خانه علامرودشت
رود علامرودشت از دو رود كه يكى از كوههاى لارستان و ديگرى از بيرم مى ايند و در پايين روستاى چاه كور به هم ميپيوندند تشكيل ميشود اين رود بس از پيمودن علامرودشت وارد دارالميزان گله دار شده و در انجا با رود دار الميزان در مى اميزد سپس در دزگاه با رود قره كه از بهم پيوستن دو رود فسا و باز خنج به وجود امده مى پيوندد انگاه در ناحيه از بندر كنگان به نام شنبه با رود شور كه از كوههاى شمال غربى شيراز سر چشمه ميگيرد و رود دشت پلنگ كه از ناحيه دشتى بوشهر مى ايد مى اميزند به رود مند يا رود سكان را تشكيل ميدهند رود مند نيز پس از پيمودن راهى از ميان دو ناحيه لاور و كبكان استان بوشهر به نام خور زيارت وارد خليج فارس ميگردد ب_ ابهاى زير زمينى عمده اب مردم علامرودشت از طريق حفر چاهها و در گذشته قنات تامين مى شده است از طرفى بيشترين اب شرب انها نيز بويسله اب انبارها بركه تامين شده و گاهى در بعضى مناطق چاههاى با اب شيرين پيدا شده كه مردم از ان استفاده مى نمايند همچنين حفر تونل يكه ديگر از تلاش بى شايبه مردم جهت دستيابى به اب بوده هست وجود چشمه هاى بى شمار فصلى و دايمى در كوه به عنوان منبع ان جانوران كوه و انسانها و در مواقع لزوم بسيار قابله توجه مى باشد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:19 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
در گذشته نه چندان دور علامرودشت از لحاظ تعداد حيوانات وحشى به عنوان منطقه اى بكر انواع حيوانات نواحى
گرمسيرى همچون پلنگ و .... را خود جاى داده بود ولى به دليل شكار بى رويه و عدم نظارت مبادى ذير بط نسل بسيارى از حيوانات منفرض شده يا رو به انفراض دارد پرندگانى و جانورانى كه در اين منطقه ديده ميشوند عبارتند از :
دم بيل . كل كلتين . كلاغ جير . كلاغ سياه . كلاغ سياه . هدهد . كبوتر جاهى . قمرى . بلى سير و ...... حيوانات وحشى : |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:18 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
منطقه علامرودشت در جنوب ترين شهرستان استان فارس و در شمال ان شهرستان (لامرد ميان27:30 تا 28 درجه ى عرض شمالى و 52:30 تا 53 درجه ى طول شرقى از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و از شمال به بخش بيرم لارستان و از غرب به بخش گله دار مهر محدود ميگردد مساحت علامرودشت 1240 كيلو متر مربع و طبق اخرين سر شمارى عمومى جمعيت ان چهارده هزار نفر ميباشد مرز طبيعى علامرودشت در شمال كو ههاى هوا و تنگ خور در جنوب كوه نر و در غرب كوه ظالمى مى باشد كه اين سرزمين را از نواحى اطراف جدا مى كند اين بخش با ارتفاع تقريبى 455 مترى از سطح دريا در ناحيه گرم خشك قرار دارد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:17 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
الف:اب هوا
داراى دو فصل كرم و خشك و معتدل و خشك مى باشد كه گرما نيمي از سال را شامل ميشود به دليل تابش عمود خورشيد در فصل تابستان در اين فصل و بخصوص در ماهاى تير و مرداد گرماى شديدي حكم فر ماست و به دليل نزديكى به دريا كاهى بسيار شرجى مى شود بطورى كه روند زندگى جانداران را كند ميكند .
اواخر ارديبهشت گرما شروع شده و تا مهر ماه ادامه مى يابد و در اين دوره حد اكثر درجه هوا به حوالى 50 درجه سانتى گراد مى رسد دراين دوره ديگر از اواسط فصل پاييز تا پايان فصل زمستان طول ميكشد و درجه هوا معتدل و خشك بوده و حد اقل ان به 7\5 و گاهى بايين تر ميرسد گرمترين ماههاى سال در منطقه تير و مرداد و سردترين ماه ها دى و بهمن مى باشد .
ج:ريزشهاى جوى
نقاط كشور تابع اوضاع جوى است كه از طرف درياي مديترانه به سوى شرق مى ايد بيشتر باران سالانه در ماههاى معدودى از سال كه معمولا دى و بهمن ماه است مى بارد نوع بارش نيز بيشتر به صورت رگبارهاى كوتاه و شديدى است كه گاهى سيلابهاى شديدى نيز به وجود ميا ورد
د:بادها
مردان اين ناحيه به كمك تجربه ى سالها مبارزه با طبيعت هر كدام را نامى نهاده و عملكرد هر باد را جنين شرح مى دهند الف_ باد شمال:كه جهت شمال غربى جغرافياي موجود نشانه ى عدم يا پايان بارندگي مى باشد ب_ باد كوش : كه باران اور مى باشد و هر كاه اين باد كه معمولا عصرا بيشتر ديده مى شود و در فصول زمستان بود ه با خود باران مى اورد و مردم خود را اماده بارندگى ميكنند اين باد از جهت جنوب شرقى وزيده ميشود
ج_ باد گهدوم: كه از جهت شمال جغرافيايي مى وزد به ان باد طشتك فروش ميگفتن زيرا اين باد نشانه ى عدم بارندگى در ان سال مى باشد و مر دم جهت امرار معاش كه اكثريت وابسته به بارندگى سالانه بوده بايد وسايل غير ضرورى خود را فروخته تا بتوانند هزينه زندگى خود را در ان سال تلمين كنند و بادهاى ديگر معروف به باد كدك و تش باد معروف هست |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 23:1 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
امتداد كوههاى زاگرس جنوبى به ناحيه علامرودست يافته و اين دشت را در ميان گرفته است ارتفاعات علامرودشت داراى پوشش گياهى مناطق گرمسير بوده و در فصول بارندگى مراتع مهمى جهت دامداران مى باشد اين ارتفاغات عبارتند از :
مرتفع ترين نقطه در كوه مرز 1298 متر و در كوه تنگ خور 1463 متر ارتفاع دارد فسمت شمالى اين رشته كوه به كوه هوا معروف مى باشد اين قسمت داراى منابع قابل توجه گاز و درختان و گياهان دارويى بوده و اب و هواى مطبوع دارد چنانكه باول شواتش در جغرافياي تاريخى فارس از اين كوه به عنوان كوه (( هبا)) ياد كرده اورده اند ((شايد بشود هنجان را را با كوه هبا (هوا) مقايسه كرد كه نقشه هاى فارس ان را در ناحيه اسير واقع در خنوب غربى خنج ذكر مى كنند )) ب:كوه جنوبى
در فارسنامه ناصرى پيرامون وجه تسميه اسير كله دارچين امده ((جون دو كوه كه عبور از انها دشوار است در دو جانب ان بلوك (اسير) افتاده شمالى ان را گردنه كافرى و جنوبى ظالمى گويند در ميان مردم مشهور هست در ميانه مردم مشهور است ميان كافرو ضالم اسير استو اين بلوك گرمسيرات فارس هست )) و در جايى ديكر در توصيف كوه ظالمى مينويسد ((بلوك اسير و بلوك كله دار در جانب جنوب اين كوه (ظالمى)است و بلوك علامر ودشت در جانب شمال براى دشوارى عبور كاروان اين كوه را ضرب المثل كرده اند)) مرتفع ترين قسمت اين كوه در فاصله ى ميان شهر علامرودشت تا روستا ى كمالى مى باشد كه بلند ترين نقطه اين كوه 1694 متر ارتفاع دارد . روستاهاى علامرودشت هم چون حلقه هاى زنجير در دامنه شمالى اين كوه قرار گرفته اند اين كوه نيز سرشار از منابع طبيعى و زير زمينى هم چون كاز گياهان دارويى و..... ْ مى باشد و در سالهاى نه جندان دور به عنوان يكى از اصلى تامين كنند ى ما يحتاج مردمان اين دشت بوده است . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22:59 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
الف:خانوار و جمعيت
تعداد افراد خانوار به طوره متوسط در علامرودشت بربر 5/81 نفر است . در اين ميان تعداد افراد خانوار شهرى برابر 5/58 نفر و خانوار روستايى 5/87 نفر مى باشد. از تعداد 14229 نفر جمعيت علامرودشت در سال 1375 . 6903 نفر مرد و 7326 نفر زن بوده اند كه نسبت جنسى در اين بخش برابر 94/22 بوده است يعنى در مقابل هر 100 نفر زن 94/22 مرد وجود داشته است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22:58 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
جهت شناخت نجاد مردم علامرودشت بسيار مشكل ميباشد بتوان به نظرى قطعى و واحد دست يافت ان هم به دليل تنوع
بسيار زياد طوايفى كه در هر كدام از مكانى به اينجا مهاجرت نموداند .بنابراين با ا حتياط مى توان به اين نتيجه بسيار محتمل دست يافت :مردمان علامرودشت از نجادهاى همچون ترك (بلو هاشمى خانى )لر . عرب (سادات)و اقوام ابتدايى فارس اين سر زمين كه دين يهودى و زرد تشتى داشته و بعد از ورود دين اسلام به اين منطقه به دين مبين اسلام مشرف شدند .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22:57 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||
|
|
|
|
|
قوم سادات : سادات علامرودشت به طوايف و خاشه هاى متععدى تقسيم مى شوند و در اينجا مختصرى ذطرى از هر شاخه مر نماييم ء 1) سادات جاه كور : كه موسوى نام باشند و از اولاد سيد على اصغر يزدى مى باشند كه حدود 150 سال بيش به جاه كور مهاجرت كرده اند 2) سادت علامرودشت ء سيد هاشمى ء و كهنويه : كه به دو شاخه تقسيم مى شوند فسمتى به سادات بحرينى مشهور مى باشند و معتقدند كه از بحرين امدند و تغدادى نيز از مهر به اينجا مهاجرت كرده اتد اين قوم حدود 180 سال بيش به به علامرودشت امده اند اين تيره شامل خواتواده هاى هاشمى ء هاشمى زاده ء موسوى و بنى هاشمى مى كردد 3) سادت دهنو ء نور الدينى ء خيركو و روكير: از بيرم به اين منطقه امده اندو در روستا ها اين بخش براكنده شده اند اين تيره ها شامل موسوى و عباسى مى كردند
قوم مير :
قوم ملايى :
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22:40 توسط سید شهاب هاشمی
|
|
||